تبليغاتX
قلم رنجه بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم



اين مثل عاميانه از گلستان سعدي(1) گرفته شده و زماني کاربرد دارد که خوبان زمانه مورد هجوم ناجوان‏مردانه قرار بگيرند. اين مثل زماني به يادم آمد که ديدم کسي به اميرعباس تاخته و او را آمريکايي و ظالم (؟!) خوانده است. حضرت علي – عليه السلام - در نهج البلاغه (حکمت 102) مي‏فرمايند:«روزگاري بر مردم خواهد آمد که محترم نشمارند جز خبر‏چين را و خوششان نيايد جز از بدکار هرزه، و ناتوان نگردد جز عادل. در آن روزگار کمک به نيازمندان خسارت و پيوند با خويشان منت‏گذاري و عبادت نوعي برتري طلبي بر مردم است. در آن زمان، حکومت با مشورت زنان و فرمان‏دهي خردسالان و تدبير خواجگان اداره مي‏گردد.» راستي اين چه زمانه‏اي است که چون امير عباس را امريکايي مي‏خوانند و اين چه مروتي است که او را ظالم مي‏دانند و اين چه جوان‏مردي است که در برابر اين ددمنشي سکوت مي‏کنند؟ مهم نيست امير عباس کيست؛ مهم نيست از چند سالگي در بسيج بوده، با دشمن جنگيده و اکنون نيز زخم و درد دفاع مقدس را با خود دارد ؛ مهم نيست که در چه سنگرهايي خدمت کرده و اکنون چه مي‏کند و مهم نيست که از دنيا چيزي نمي‏خواهد و خواب و راحت را بر خود حرام کرده تا به آرمان‏هايش بپردازد ؛ بلکه مهم اين است که او مشفقانه و دوستانه انتقاد کرده و پاسخ نشنيده و اکنون کسي که سخن به گزاف گفته، از تواضع و شکسته نفسي او سوء استفاده کرده است، نه اينکه پاسخي بر انتقاداتش داشته باشد. آيا پاداش انتقاد فحاشي است؟ بيش از جفايي که بر امير عباس رفته، براي آن مردمي نگرانم که يک هتاک و فحاش مي‏خواهد دين و احکام دين را به ايشان بياموزد!


دير زماني بود که دوستان به امير عباس مي‏گفتند: اينها را با انتقاداتت بزرگ نکن، اينها بچه‏تر از اين حرف‏ها هستند و اينها سخن مخالف را - به حق هم که باشد برنمي‏تابند - اما او مي‏گفت: تا وقتي مي‏گويند که از انتقاد استقبال مي‏کنيم، نمي‏توانم سوء ظن داشته باشم و نظرم را مشفقانه بيان خواهم کرد، زماني هم که مطمئن شد سکوت طرف مقابل از بي‏اعتنايي و خودبزرگ‏بيني است، کناره گرفت. حالا که با فروتني و شکسته نفسي خاصي موردي را تذکر مي‏دهد، مورد حملات ناجوان‏مردانه قرار ميگيرد. عجيب است؛ عجيب است! اين همه توهين و فحاشي و تاخت و تاز به تواضع يک مرد واقعاً عجيب است!


و يا شايد هم عجيب نيست؟! وقتي رفتار بزرگان قومي نسنجيده باشد، معلوم است که بچه‏هاي آن قوم فحاشي مي‏کنند. وقتي بزرگ‏تر  ِ بچه‏اي بگويد که تا کنون به انتقادات دوستانه‏ات لبخند تمسخر مي‏زدم، بايد منتظر ماند تا آن بچه بي‏ادبي را از حد بگذراند و اينها زماني کاملاً با هم جور درمي‏آيد که آن بزرگ‏تر، از شيطنت کودک، سکوت رضايت آميزي داشته باشد. و باز شايد هم عجيب نيست که وقتي پاسخي براي انتقاداتت نداشته باشند، چشمانشان را به روي حق ببندند و به جاي حرف حساب، اصل موضوع را رها کنند و به ترور شخصيت روي آورند.


از امير عباس پرسيدم:«فرد بدذاتي که فحاشي کرده گفته با شما ملاقاتي کوتاه داشته، مگر شما همواره از معرفي خود ابا نداشتيد؟» پاسخ گفت:«گول چهره‏اش را خوردم که به ظاهر مهربان و دوست داشتني بود.» اي اف بر ذات پليدي که پشت چهره‏اي مؤقر مخفي شده باشد! اي ننگ بر زشتي‏اي که پشت نامي نيکو کمين کرده باشد! در عجبم که امير عباس، هم از معاندين توهين و ناسزا مي‏شنود و هم از کساني که رخت خودي را بر تن کرده‏اند و در اين هماهنگي رازي نهفته است! لباس دوست به قامت ناساز کسي که با دشمن هم‏زبان شده، زياده است و اگر نيست شايسته است که هر چه زودتر توبه کنند و از امير عباس عذر بخواهند و همين امروز درصدد باشند که فردا دير است!


ابوالعلاء معرّي شعري به عربي دارد که ترجمه‏ي چند بيتش چنين است:«در روزگاري که مادِر (شخصي به غايت بخيل) حاتم طائي را نسبت بخل بدهد و باقِل (شخصي معروف به حماقت) قسّ بن ساعده (از عقلاي زمان خويش) را احمق بخواند؛ سُها به خورشيد بگويد که تو تاريک هستي و سياهي شب به صبح بگويد رنگت تيره است و زمين از سفاهت به آسمان فخر بفروشد؛ اگر دستم قطع شود، کتفم تأسف نخواهد خورد و اگر بازويم از بين برود، انگشتانم نخواهند گريست! پس اي مرگ مرا زيارت کن، به درستي که زندگي تيره و تار است و اي جان در بيرون رفتن از بدن تلاش کن که روزگارت مسخره است.» (2)


در پايان، يادآوري مي‏کنم که در ماه محرم قرار داريم. محرّمي که روز دهمش، حسين بن علي – عليهما السلام – در حالي‏که دقايقي تا عروج فاصله داشت، فرياد برآورد:«اگر دين نداريد، لااقل آزاده باشيد»!


پي‏نوشت‏ها: 1- اين مثل عاميانه اگر چه از گلستان سعدي گرفته شده، ولي در کلمات و کاربرد، اندکي با اصلش تفاوت دارد. در گلستان سعدي اين گونه مي‏خوانيم:«سگ را گشاده‏اند و سنگ را بسته».


2- اصل شعر چنين است:

فلمّا رأيت الجهل في النّاس فاشياً     تجاهلتُ حتي ظُنّ انّي جاهل

اذا وصف الطائي بالبخل مادِر             و عيّر قسّا بالحماقة باقِل

و قال السّها للشمس انت خفيّه        و قال الدجي للصبح لونک حائل

و طاولت الارض السماء سفاهة         و فاخرت الشهب الحصي و الخباذل

اذا بان عضدي ما تأسف منکبي         اذا فات زندي ما بکته الانامل

فيا موت زُر ان الحياة ذميمه               و يا نفس جذّي انّ دهرک هاذل


3- اين مطلب امير عباس هم اگر چه مربوط به قبل است، اما چه زود براي خودش در برابر شخص بي‏ادب مصداق پيدا کرد. (ببینید)


  • قلم‏رنجه‏هاي شما در پارسی بلاگ ( 6 سخن )




  • الا اي برف!
    چه مي‏باري بر اين دنياي ناپاکي؟
    بر اين دنيا که هر جايش
    رد پا از خبيثي است
    مبار اي برف!
    تو روح آسمان همراه خود داري
    تو پيوندي ميان عشق و پروازي
    تو را حيف است باريدن به ايوان سياهي‏ها
    تو که فصل سپيدي را سرآغازي
    مبار اي برف!
    ...
    اين شعر از من نيست. شاعر - که اکنون يک نوجوان 38 ساله است - آن را در کودکي سروده است.
    ضمن اينکه اين شعر ادامه دارد و چند سطر بعد شاعر مي گويد: «غلط کردم. ببار اي برف...» الي آخر.


    اين هم چند عکس از محمد امين [لينک] که ساعت هفت و نيم امروز صبح در قم گرفته شده. دوربين موبايل و دست‏هاي يخ‏کرده و  ... اما گفتم شايد خالي از لطف نباشد.
    صلوات براي سلامتي همه ي کودکان ايران عزيز فراموش نشود!


    محمد امين 86/10/12






  • نويسنده: خواهر - قلم‏رنجه‏هاي شما ( 31 سخن )




  • پيش درآمد: به قول يکي از بستگان مطالعه‏ي دقيق وضعيت کنوني کشور مسلمان همسايه (پاکستان) کافي است تا هر دانشجوي علوم سياسي در زمينه‏ي بين الملل و به‏ويژه خاور ميانه متبحّر شود.


    تورور امريکايي بي نظير بوتو 


    القاعده مسئوليت ترور بي نظير بوتو را بر عهده گرفت: شبکه‏ي بين‌المللي تروريستي القاعده، مسئوليت ترور بي نظير بوتو، سياستمدار اپوزيسيون در پاکستان را بر عهده گرفت. اين خبر را شبکه‌‌ي تلويزيوني Ary  در پاکستان با استناد به گزارش Asia Times Online منتشر کرد. اين خبر در پايگاه اينترنتي روزنامه به نقل از يکي از سخن‏گويان القاعده اعلام شده است. اداره‌ي مسئول امنيت کشوري و پليس فدرال آمريکا FBI نيز از دست داشتن القاعده در اين ترور خبر مي‌دهند. در گزارشي که FBI منتشر کرده، آمده است که ايمن الظواهري، مرد شماره‌ي دوي سازمان القاعده، مسئول طراحي سو قصد به جان بوتو بوده است. اما بلافاصله مقامات آمريکايي ترجيح دادند تا اتهام را از القاعده بردارند و ماجرا را ابهام آميز سازند و به جنگ داخلي در پاکستان دامن بزنند.


    انگشت اتهام تحليلگران به سوي امريکا: برخي تحليلگران، آمريكا و طرفداران كاخ سفيد را به ترور بوتو متّهم مي كنند. از نظر آنان آمريكا با ترور بوتو خواست پاكستان را به هرج و مرج و درگيري‏هاي داخلي بكشاند تا بر شكست‏هاي نظامي خود در جنگ صوري با طالبان و القاعده سرپوش گذارد.  اين تحليلگران معتقدند آمريكا با ترور بوتو، افزون بر ايجاد آشوب در اين كشور تلاش كرد تا احساس ضد آمريكايي نسل‏هاي قديم و جديد را در قبال سياست‏هاي آمريكا بهبود بخشد.  از سوي ديگر، آمريكا ثابت كرده در مواردي كه حمله‏ي نظامي دستاوردي نداشته باشد، به ايجاد نابساماني و جنگ داخلي در كشورها متوسّل مي‏شود.


    امريکا همچنان متهم اصلي: از خصوصيات دولت‏هاي غربي به‏ويژه امريکا اين است که که در اقدامي که خودشان همه کاره هستند، چنان قيافه‏ي بي‏طرفي مي‏گيرند که ممکن است خيلي‏ها باورشان بشود که ايشان تقصيري ندارند. حتي گاهي در نقش تحليلگر و يا حتي مددکار و منجي پا پيش مي‏گذارند. اين بار هم امريکا پس از دست زدن به اين اقدام کثيف، در مورد نحوه‏ي انتخابات مثل بي‏طرف‏ها حرف مي‏زند. امريکا دوست دارد بحران در يک کشور اسلامي ادامه يابد و حتي تعويق انتخابات را خواستار است. در حالي که مشرف به دليل عدم حمايت امريکا پس از ترور شدن بوتو، اعلام کرده انتخابات در تاريخ مقرر برگزار مي‏شود و حزب مردم و نواز شريف هم اعلام کرده‏اند که شرکت مي‏کنند. اما امريکا بنا به گزارش خبرگزاري فارس در يک اظهار نظر خنده دار مي‏گويد:« اگر اين انتخابات به تعويق(!) افتد، پاكستان بايد تاريخي جديد براي برگزاري رأي‌گيري عمومي تعيين كند» و بدين سان تعويق انتخابات را دامن مي‏زند و همچنين پاکستان را به برگزاري انتخابات آزاد(؟) فرا مي‏خوانَد. وقتي امريكا دم از آزادي مي‏زند، به سختي مي‏توان از خنديدن جلوگيري كرد! هنوز وجدان بيدار ملت‏ها امريکا را متهم اصلي در اين ترور و سود برَنده‏ي اصلي از آن مي‏داند.


    القاعده و تلاش براي انحراف افكار عمومي: القاعده با تهديد قلابي و تاکتيکي رژيم صهيونيستي و اعلام تصميم به آزادي(؟) فلسطين قصد دارد افکار عمومي را از ترور بوتو منحرف کند و خدمتش به امريکا را کامل کند. جداي از خنده داري اين تهديد و ضمن تأکيد بر اينکه رژيم صهيونيستي و القاعده هر دو نوکر امريکا هستند، به نظر مي‏رسد امريکا قصد دارد در صحنه‏ي جهاني ترکيب مهره‏هايش را دگرگون کند و از همين رو در چند سال آينده شاهد تحولات مهمي در ساختار القاعده و رژيم صهيونيستي خواهيم بود که لازم است جداگانه به آن پرداخته شود.


    همسر و فرزند بوتو جانشين وي شدند: مسئولان حزب مردم پاکستان ديروز پس از نشستي براي قرائت وصيت‏نامه‏ي بي نظير بوتو رئيس مقتول حزب مردم اين کشور، در کنفرانسي خبري اعلام کردند بوتو در اين وصيت‏نامه آصف زرداري همسرش را به عنوان جانشين خود در صورت مرگش معرفي کرده است، اما پس از قرائت وصيت‏نامه، آصف زرداري اعلام کرد که اين رهبري را به پسرش بلاول تفويض مي کند و به اين شکل بلاول به عنوان رئيس حزب مردم تعيين گرديد.


    انتقام با دموکراسي: بيلاوال زرداري، پسر بي نظير بوتو و رهبر جديد حزب مردم پاکستان ديروز يکشنبه متعهد شد از دموکراسي براي انتقام ترور مادرش استفاده کند. بيلاوال نوزده ساله گفت:«مادرم هميشه مي گفت دموکراسي بهترين راه انتقام است». در اينکه آرامش بايد بر پاکستان حاکم شود شکي نيست، اما اين شعار قشنگ نمي‏تواند جايگزين عدالت شود و نمي‏نواند ضامنت تأمين امنيت باشد. مثل اين است که به تروريست‏ها گفته شود:«شما تا مي‏توانيد ترور کنيد ما هم با دموکراسي پدرتان را درمي‏آوريم!» بلاول (فرزند بوتو) که گويا خود به اين مهم پي برده است در اظهار نظر ديگري خواستار تحقيقات بين المللي در مورد ترور بوتو شد. همسر بوتو نيز اعلام کرد که اجازه تجزيه پاکستان را نمي‏دهيم و انتخابات بايد به موقع برگزار شود.


    دکتر احمدي نژاد پاکستان را به يکپارچگي فراخواند: رئيس‌جمهور با ابراز تأسف عميق از درگذشت خانم بي‌نظير بوتو و محکوم کردن اين اقدام جنايتکارانه، ايشان را از چهره‌هاي مهم و اثرگذار سياسي و مورد حمايت بخش‌هاي مهمي از مردم پاکستان دانست. رئيس‌ قوه مجريه با تأکيد بر اينکه هدف اقدامات تروريستي و همچنين درگيري‌هاي ماه‌هاي اخير در پاکستان بسيار فراتر از رقابت‌هاي حزبي و انتخاباتي است تصريح کرد: روشن است که امروز دست‌هاي پيدا و پنهان دشمن؛ اساس استقلال، يکپارچگي و عزت کشور بزرگ و مهم پاکستان را هدف گرفته است کشوري که با خيزش عمومي و براساس اهداف اسلامي و همراه با فداکاري ملتي شجاع برپا شده است. رئيس‌جمهور با اشاره به بيداري - ايمان راسخ - حساسيت بالا و عکس‌العمل‌هاي افتخارآفرين ملت پاکستان در مهم‌ترين امور اسلامي و جهاني گفت: اين روزها سرزمين پاکستان دوران حساس و سرنوشت‌سازي را سپري مي‌کند و آينده روشن و درخشان اين خطه از سرزمين اسلامي به عملکرد امروز گروه‌ها و احزاب، بزرگان و مؤثران اين کشور بستگي تام و تمام دارد. وي اظهار اميدواري کرد مردم عزيز پاکستان با هوشمندي تاريخي خود و با درايت از توسعه دامنه درگيري‌ها و برادرکشي، جلوگيري کنند و بزرگان اين کشور با گفت‌وگو و تفاهم در برقراري آرامش و حفظ يکپارچگي و عزت پاکستان کوشا باشند.


    متكي تسليت گفت : منوچهر متكي طي پيامي به خانواده مرحومه بي نظير بوتو مراتب تاسف و تاثر عميق دولت و ملت ايران را از حادثه ترور و كشته شدن وي به خانواده ايشان ابراز داشت. وزير امور خارجه كشورمان با اعلام اين كه اين اقدام جنايتكارانه با هر هدف و نيتي و از سوي هر دسته و گروهي صورت پذيرفته باشد، از سوي دولت و ملت ايران شديداً محكوم است، مراتب تسليت و همدردي خويش را به خانواده آن مرحومه ابراز داشت و با آنان همدردي نمود. متكي از خداوند متعال صبر و شكيبايي براي كليه بازماندگان ايشان و خانواده كشته شدگان اين حادثه آرزو نمود. وي اينگونه اقدامات غير انساني و جنايتكارانه را به دشمنانِ «ملت پاكستان و ساير ملل منطقه» نسبت داد و ابراز نمود كه دولت پاكستان مساعي خويش را جهت بازگرداندن آرامش و ثبات به پاكستان و شناسايي و مجازات مسببين اين حادثه معمول نمايند.


    پخش تصاوير ترور کنندگان بوتو : تلويزيون پاكستان ديروز (يكشنبه) تصاوير نامشخصي را پخش كرد كه در آن دو مرد كه به بي‌نظير بوتو حمله كردند، نشان داده شدند. در يكي از اين عكس‌ها دو مرد كه در ميان جمعيت در بيرون از اين گردهم‌آيي ايستاده بودند، نشان داده شدند. يكي از اين افراد مردي جوان است كه عينك دودي به چشم و يك پيراهن سفيد رنگ و يك كت مشكي بر تن دارد. در كنار اين مرد، يک نفر باشالي سفيد رنگ بر روي سرش ديده مي‌شود. به گفته‌ تلويزيون پاكستان، اين دو مرد عامل حمله بوده‌اند.


    فيلم زندگي و ترور بي‏نظير بوتو: در قسمت پايين وبلاگ مي‏توانيد اين دو فيلم را مشاهده نماييد. (زمان نمايش فيلم‏ها به پايان رسيده).
    * تکميلي - امريکا بر اتهام خود تأکيد کرد: آمريكا از طريق سخن‌گوي کاخ سفيد اعلام کرد: تحقيق از سوي سازمان ملل درباره‌ي مرگ بوتو هيچ ضرورتي ندارد. دانا پرينو سخن‌گوي كاخ سفيد پنجشنبه(13/10/86) گفت: انجام تحقيق درباره‌ي ترور نخست‌وزير پيشين پاكستان از سوي سازمان ملل، هيچ‌گونه ضرورتي ندارد، چرا كه اكيپ تحقيقاتي انگليسي (اسكاتلنديارد) در حال تحقيق در اين باره است. [لينک]


     لينك مرتبط: + نامحرمانه
    برف در قم و عكس‏هاي محمد امين را ببينيد: + ببار ای برف


  • نويسنده: خواهر - قلم‏رنجه‏هاي شما ( 15 سخن )




  • بي نظير بوتو رهبرفقيد  حزب مردم پاکستان 


    بينظيربوتو رهبر حزب مردم(خلق) پاکستان و نخست وزير سابق اين کشور که بعداز ظهر ديروز (پنج شنبه 6 دي) درعملياتي تروريستي کشته شد در 21 ژوئن 1953 در خانواده‌اي سياستمدار درکراچي به دنيا آمد.
    بوتو مدرک کارشناسي مطالعات سياسي را درسال 1973 از دانشگاه هاروارد امريکا دريافت کرد. فلسفه، اقتصاد و سياست را در آکسفورد خواند و در اواسط 1977 به پاکستان بازگشت. درهمان ايام مخالفان ذوالفقارعليبوتو (پدر بي نظيربوتو ) که معتقد بودند علي بوتو درانتخابات دست برده است، او را پس از شش سال از قدرت خلع کردند. سپس نيروهاي نظامي به رهبري ضياءالحق قدرت را در دست گرفتند و ذوالفقارعليبوتو را به اتهام قتل يکي از همقطارانش در حزب خلق پاکستان، در آوريل 1979 اعدام کردند.
    نيروهاي نظامي از سال 1977 تا 1984 چندين بار بينظيربوتو را دستگير کردند. بوتو پس از آزادي از آخرين بازداشت، به اجبار رهسپار انگلستان شد.
    بينظيربوتو  با آرام شدن فضاي کشوردر دسامبر1986 به پاکستان بازگشت و استقبال گسترده‌اي از وي شد. دوسال بعد ژنرال ضياءالحق در انفجار هواپيمايش کشته شد و بوتو سرانجام در اول دسامبر 1988، در سي و پنج سالگي به عنوان جوان‌ترين نخست وزير پاکستان انتخاب شد و اهدافش را برگرداندن قوانين مدني به پاکستان و برکناري قاتلين پدرش اعلام کرد. غلام‌اسحاق‌خان رئيس جمهور وقت در 1990 او را کنار گذاشت، اما بي‌نظيربوتو با استفاده از تبليغات ضداختلاس توانست درسال 1993 دوباره نخست وزير شود .
    فاروق لغاري رئيس جمهور وقت پاکستان درپنجم نوامبر 1996، بوتو را برکنار و مجمع ملي را منحل کرد، اين بار آصفعليزارداري وزير دارايي و همسر بينظيربوتو به دريافت رشوه و تطميع در امضاي قراردادهاي دولتي و همچنين آدم ربايي متهم شده بود. بي نظيربوتو درانتخابات 1997 نيز شرکت کرد، اما برخلاف دو انتخابات قبلي بشدت شکست خورد. در سپتامبر همان سال دولت نوازشريف چهارحساب بانکي متعلق به خانواده بوتو را که تقريباً به 50 ميليون دلار آمريکا مي رسيد، مسدود کرد.
    در ادامه‏ي تحولات سياسي پاکستان، پرويز مشرف در اکتبر 1999 قدرت را طي يک کودتاي نظامي و با برکناري نواز شريف در دست گرفت. بوتو نيز بار ديگر به اجبار کشور را ترک کرد و مدت هشت سال در انگليس و امارات با شدت و ضعف به فعاليت‌هاي سياسي مشغول شد.
    بينظيربوتو 26 مهر ماه امسال ودرپي برخي فعل وانفعالات سياسي در پاکستان پس از 8 سال تبعيد ، به کراچي بازگشت و در همان ابتداي ورود به کراچي، از پرويز مشرف نخست وزير پاکستان انتقاد و اعلام کرد:«مشرف همزمان نمي تواند پست‌هاي سياسي و نظامي داشته باشد، زيرا اين روش با قانون اساسي و اصول دمکراتيک مغاير است.»
    تحولات پرشتاب پاکستان با کناره‌گيري مشرف از پست نظامي ادامه يافت و بينظيربوتو به عنوان يکي از مدعيان اصلي نخست وزيري با سفر به شهرهاي مختلف، به زمينه سازي براي پيروزي حزب مردم(خلق) در انتخابات آتي پاکستان اقدام کرد. اين انتخابات بر اساس برنامه‌ي اعلام شده قرار بود در هشتم ژانويه (يازده روز ديگر) برگزار شود.
    بينظيربوتو سرانجام ساعت شش وشانزده دقيقه‌ي ديروز به وقت پاکستان در اجتماع انتخاباتي طرف‌دارانش در راولپندي، در اقدامي تروريستي جان باخت. فردي در لباس پليس پاکستان ابتدا به سوي بوتو چند گلوله شليک کرد که يکي از تيرها به گردن بوتو اصابت کرد. تروريست سپس با عمليات انتحاري کمربند انفجاري خود را منفجر کرد. کشور پاکستان آبستن حوادث بعدي است و بايد منتظر ماند و ديد که مشرف براي سرکوب تظاهرات مردمي چه برنامه‌اي را اجرا خواهد کرد؟!


    تکميلي: در صحبتي که با يکي از بستگان داشتم نکات جالبي عنوان شد:
          1-      وقتي القاعده مسئوليت ترور را مي‌پذيرد به اين معني است که امريکا اين مسئوليت را پذيرفته است، چون اکنون ديگر امريکايي بودن القاعده يک راز محسوب نمي‌شود.
          2-      بوتو چوب اعتماد به امريکا را خورد. او پشت پرده با امريکا زد و بند داشت و به او اطمينان داده شده بود که به قدرت مي‌رسد. بوتو ميدانست که درصدد ترورش هستند و مي‌دانست که دولت مشرف جلو ترور او را نخواهد گرفت و حتي مشرف به خونش تشنه است و تنها تضمين امريکا بود که او را چنين بي‌محابا به ميان جمع مي‌کشانيد.
          3-     
    امريکا بايد از ميان مشرف(خشن در برابر ملت و مطيع محض در برابر امريکا) و بوتو(مهربان با ملت و اهل تعامل با امريکا) يکي را انتخاب مي‌کرد، شما :) بوديد چه مي‌کرديد؟ امريکا هم همين کار را کرد، ولي بهتر بود راه عاقلانه‌تر را برمي‌گزيد و بوتو را حذف نمي‌کرد که البته نبايد از بوش و امريکا توقع کار عاقلانه داشت.
          4-     
    تروريست در پوشش پليس تا نزديک بوتو رفته بود و نشان مي‌دهد که مشرف دستش در دست امريکا و القاعده بوده است و نيروهاي امنيتي در موفقيت تروريست نقش داشته‌اند.
          5-     
    بوتو به امريکا قول داده بوده که پس از به قدرت رسيدن کنترل مرزهاي پاکستان را به امريکا بسپارد و در عوض امريکا سلامت وي را تا برگزاري انتخابات تضمين کرده بود. اشتباه بزرگ بوتو همين جا بود! امريکا اصولاً علاقه‌اي به پذيرفتن مسئوليت مرزهاي پاکستان ندارد، چون در آنجا القاعده را دارد و نمي‌خواهد که آن مرزها امن شوند و همچنين نمي‌خواهد ناامني‌ها به حساب او باشد. بوتو به خاطر همين يک اشتباه و عدم درک صحيح از مطامع و راهبرد امريکا در منطقه، شايسته‌ي مات شدن در عرصه‌ي شطرنج سياست و قدرت بود.
          6-     
    نکته ديگري هم در باره‌ي القاعده هست که خودش يک بحث مفصل در حد يادداشتي مجزا مي‌طلبد.


    تکميلي2: اين نکات هم خواندني هستند:
    1- امريکا به شدت سعي دارد نقش خود در ترور بوتو را مخفي کند و مشرف را همه کاره ي اين ترور معرفي نمايد ، براي همين به هر راهي متوسل مي شود. از طرفي سي.ان.ان مدعي است بوتو قبل از مرگ ايميلي به امريکا ارسال و مسئول مرگ خود را مشرف اعلام کرده بود  [لينک] سي.ان.ان بدون اينکه متوجه باشد با افشاي اين ايميل اثبات مي کند که بوتو براي حمايت از خود با امريکا در ارتباط بوده و عاملي که باعث حضور بي محاباي وي در اجتماعات گشته بود، تضمين امريکا بوده است. نکته ديگر اينکه القاعده دست داشتن خود را در ترور رد کرده است [لينک]. اين در حالي است که قبلا القاعده ترور را با اطلاع رساني غير رسمي (شيوه متدوال) برعهده گرفته بود و تا کنون سابقه نداشته که سخنگوي القاعده به طور رسمي ادعاي غير رسمي ترور را رد کرده باشد! ديگر اينکه شيوه ي ترور نقش القاعده را اثبات مي کند. نزديک شدن به سوزه و عمليات انتحاري بدين شکل کاري است که بارها و بارها در ترورهاي القاعده تکرار شده و مشابه ندارد. دليل اين کتمان اين است که امريکا مي داند بسياري از فرهيختگان سياسي دنيا از ارتباط القاعده و کاخ سفيد يا مطلع اند و يا به آن مشکوک اند و کاخ سفيد خواسته حتي احتمال دست داشتن خود در اين تروز را رد کند.     2-   پيداست که شرايط پاکستان بسيار بحراني است و امريکا توان پذيرفتن مسئوليت نابساماني هاي اين کشور را ندارد.    3-   ترور بي‌نظير بوتو و پيامدهاي سياسي مرگ وي [لينک]


    دو وبلاگ اخوي را براي مطالعه پيشنهاد مي‏کنم:
    + نامحرمانه و + روايت هاي آسماني


  • نويسنده: خواهر - قلم‏رنجه‏هاي شما ( 20 سخن )




  • با سلامي از سويداي دل به پيشگاه مقدس حضرت بقية الله الاعظم (عليه آلاف التحية و الثناء).
    خيلي ساده و بي‌تکلف پيشنهاد مي‌کنم يک موج خاطره‌نويسي با موضوع مهدويت و انتظار در وبلاگ‌ها ايجاد شود. به اين صورت که اگر در زندگي خود عنايات حضرت حجت (عليه السلام) را شاهد بوده‌ايد و يا توسلي داشته‌ايد که به نتيجه رسيده، آن را شرح دهيد. همچنين اگر در اين مورد شنيده‌هاي قابل ذکري داريد، مي‌توانيد بيان کنيد.
    اين حرکت بنا به پيشنهاد يک نهاد ادبي مي‌باشد و داستان نويسان مرتبط با اين نهاد، يادداشت‌ها را مايه‌ي خلق آثار داستاني قرار مي‌دهند. شايد نياز به يادآوري نباشد که هيچ چيز جاي واقعيت را نمي‌گيرد و اگر شاخ و برگ اضافي به خاطره داده شود، جوهر حقيقت و حقانيتش را از دست مي‌دهد و در اين صورت نه ارزشي دارد و نه تأثيري مي‌گذارد. عزّت هم که در هر حال از طرف خداست. اميدواريم اين حرکت مورد عنايت و توجه حضرت بقية الله الاعظم (عج) قرار گيرد.
    الهم عجل لوليک الفرج و العافية و النصر و المستشهدين بين يديه.


    به قلم دوستان ارجمند:( تمام لينک ها در بخش روزانه ي وبلاگ آمده است )
    وبلاگ شلمچه هم يكي يادداشت معرفي كرده‏اند(جديد): امام زمان و شفاي اسير دربند
    جناب زد-ام از شروق هم وارد ميدان شده‏اند(جديد): موج خاطره نويسي مهدوي
    صبا خانم از «تا صبح انتظار» از نظر پنهان مانده بودند (جديد): مهمان آقا بوديم
    يادداشت فصل آگاهي
    (جديد)
    : ما بي صاحب نيستيم
    يك وبلاگ مهدوي: هفت شهر عشق
    يك وبلاگ گروهي: روزهاي عاشقي
    منتظر نوشته‏هاي بعدي اين وبلاگ هم هستيم:ما مانده ايم و بغض گلوگير انتظار
    اينجا هم پيش‏تاز بوده است:مجمع وبلاگ نويسان مهدوي
    يك بسيجي هم فقط از يار مي‏نويسد: ياس کبود
    وبلاگ «مهرورزي در اسلام» نوشته است: نمي‏نالم که ترسم ناله‏ام راه نفس گيرد
    امير عباس هم پيش‏تر نوشته بوده است: تا به كي سرگردان تو باشم؟!
    گام نخست را گام آخر برداشته است: ناچاريم امام زمان بيايد!


  •  قلم‏رنجه‏هاي شما در وبلاگ قبلی ( 10 سخن )


  •