عنوان اين مطلب ميتوانست فروشگاهي براي خارجي ها باشد! ماجرا از اين قرار است که به صورت اتفاقي در حوالي خيابان شريعتي تهران وارد يک فروشگاه لباس شدم. فروشگاه بسيار شيک بود. هم فيزيک مغازه، هم چينش لباسها و هم فروشندهها لوکس بودند. مشتريها نيز کم و بيش به همچنين.
ابتدا يک تيشرت بچهگانه نظرم را جلب کرد که جنس پارچه متوسطي داشت و با قيمت 35000 ريال مناسب مينمود. با خود گفتم در مغازههاي عادي و گرانفروش ممکن است اين تيشرت تا 60000 ريال هم قيمت بخورد. کمي که دقت کردم، جاخوردم. متوجه شدم يکي از صفرها را نديده ام. همان تي شرت بچه گانه ناقابل 350000 ريال (35 هزار تومان) قيمت خورده بود و همچنين بقيه اجناس يک صفر اضافه داشت! کتانيهاي بچهگانه که به يقين بيش از 7000 تومان ارزش نداشت، 70 هزار تومان قيمت خورده بود. يک زير پوش زنانه 40 هزار تومان قيمت داشت و کاپشن کتان معمولي 30 هزار توماني 180 هزار تومان قيمت داشت. کتهاي تک بدون اتو و احتمالاً با مد جديدي که من از آن سردرنميآورم (روح حاج دايي ما شاد!) 300-200 هزار تومان قيمت خورده بود! کمکم قيمتها برايم عادي شد. با ديدن هر لباس، بهايش را تخمين ميزدم و بعد يک صفر به آن اضافه ميکردم، تقريباً به قيمتي مي رسيدم که اتيکتها اعلام ميکردند!
اين فروشگاه مثل برخي فروشگاههاي قم ِ خودمان که رعايت حال مشتري را ميکنند، هم فروشندهي خانم داشت و هم فروشندهي آقا؛ با اين تفاوت که خانمها به آقايان مراجعه مي کردند و آقايان به خانمها!
در يک نما آقا پسري شيک و نو پوش در حال سفارش توقعاتش به يکي از فروشندگان بود. معلوم بود که در حال پيدا کردن راهي است که به بهترين شکل پولهاي زحمت کشيدهی(!) پدر را به لباس هایی برای نمایش در میان اطرافیان تبدیل کند و حتماً چنین شخصی کمد لباسش مملو از لباس های رنگارنگ است! داشتم از فروشگاه بیرون میآمدم که خانمی را در حال خرید دیدم. داشت میپرسید:«مارکش کجایی است؟» و فروشنده میگفت:«ایتالیایی!» اینجا بود که راز فروشگاه و قیمتهایش برایم آشکار شد. آدمهایی با پول های بادآورده و تسلیم در برابر فرهنگ بیگانه. جالب اینجاست که بعداً یکی از بستگان گفت بیشتر این لباس ها در داخل تهیه می شود و خارجیها نیز از قماشی است که در کشور تولید کننده به عنوان پستترین لباسها شناخته میشوند. مثل همین کت و شلوارها که سری دوزی است و پارچهاش به مراتب از پارچههای ایرانی پستتر است. فقط مدل و مدش مورد توجه خریداران است، و البته اسم و پز مارک خارجیاش! من نتیجه گیری نمیکنم، بقیه اش با خودتان، فقط میتوانم بگویم خوش به حال صاحب فروشگاه!
نکته: با توجه به حذف اجباري نوشته اي که در حمايت از استادم امير عباس درج شده بود، در اينجا يادداشت وبلاگ ديگرم را جايگزين مي کنم.
به طور کلي:
آدم هاي ساده و
آدم هاي پيچيده
آدم هاي ثابت و درجا زننده و
آدم هاي در حال پيش رفت
آدم هاي ترسو و گوشه گير و
آدم هاي استقبال کننده از فضاها و تجارب گوناگون
هنگام انتقاد:
آدم هاي سطحي نگر و
آدم هاي ژرف نگر
آدم هاي پرمدعا و
آدم هاي متواضع
آدمهايي که تا نکته غير عادي مي بينند فکر مي کنند فقط خودشان ميفهمند و
آدم هايي که فکر مي کنند ممکن است مطلبي باشد که آنها نفهميده باشند.
پ.ن: دسته بندي بالا ناقص است و خيلي خيلي خيلي چيزهاي ديگر مي توان اضافه کرد.
به طور کلی:
آدم های ساده و
آدم های پیچیده
آدم های ثابت و درجا زننده و
آدم های در حال پیش رفت
آدم های ترسو و گوشه گیر و
آدم های استقبال کننده از فضاها و تجارب گوناگون
هنگام انتقاد:
آدم های سطحی نگر و
آدم های ژرف نگر
آدم های پرمدعا و
آدم های متواضع
آدم هایی که تا نکته غیر عادی می بینند فکر می کنند فقط خودشان می فهمند و
آدم هایی که فکر می کنند ممکن است مطلبی باشد که آنها نفهمیده باشند
پ.ن: دسته بندی بالا ناقص است و خیلی خیلی خیلی چیزهای دیگر می توان اضافه کرد.

