تبليغاتX
قلم رنجه بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم



عجب دشمنان زبونی داریم. کاش درست دیده باشند. به نظر من که راه پیمایی امسال در قم از سال های گذشته فشرده تر، پرشورتر و باشکوه تر بود.




پریروز و دیروز جوانان برتر قم تشویق شدند. همین که حاج آقا علی اکبری قدم رنجه کردند  ضیافتی و سخن رانی ای و اهدای تندیس و لوحی خوب است. امیدواریم همین مقدار هم مستمر باشد.

















مکن ای صبح طلوع!




عباس

شهید

قمر بنی هاشم





هر جا امواج جمعیت باشد، ابلیس هم هست و تیرهای زهرآهگینش.

شاید کسی بگوید: اگر در میان این جمع، فقط یک نفر باشد که گناه نکند، می خواهم آن یک نفر من باشم.





کم داریم!




ابو حمزه ثمالي از سيد الساجدين، علي بن الحسين (ع) نقل مي کند که ايشان فرمودند:

در آن شبي که فردايش پدرم به شهادت رسيد، من [بيمار] و با او بودم. اصحاب خود را فراخواند و به ايشان فرمود:«اکنون شب است، آن را مرکب راهوار خود کنيد و برويد، اين قوم آهنگ مرا دارند و چنانکه مرا بکشند به شما توجهي نمي کنند و شما آزاد و در اختيار خوديد و بيعتم را برداشتم.» بيعت برداشته و تصريح شد که هر که بماند کشته خواهد شد و کسي زنده نخواهد ماند. ياران گفتند:«خدا را سپاس مي گوييم که به ما شرافت شهادت در رکاب امام معصوم را عطا خواهد کرد.»

آنگاه امام (ع) ايشان را دعا کرده، فرمود:«اينک سر برداريد و بنگريد!» همه منزل آخرت خويش را ديدند. [شايد از همان باب «ليطمئن قلبي» ابراهيم خليل بود که] امام (ع) خطاب به ياران مي فرمود:«فلاني! اين منزل توست؛ فلاني! اين قصر توست؛ فلاني! اين مقام توست».

ياران همه اهل دل و عاشق شهادت بودند و روز عاشورا با تمام وجود به پيکار با دشمنان پرداختند و به استقبال زخم هاي پي در پي شمشير و نيزه و تير شتافتند. و امام عاشقان، حسين بن علي (عليهما السلام) از جايگاه امامت مي ديد که اين حماسه تا هميشه نقشه ي راه ذلت ناپذيري و سعادت بشريت خواهد بود و اقيانوس معرفت را قطره قطره در کام تشنه ي ياران فرو مي ريخت. حماسه ي عاشورا رقم خورد، ياران عاشق و امام عاشقان (عليهم صلوات الله اجمعين) در پيشگاه معبود رقص عاشقي کردند و اينک و هماره راه ذلت ناپذيري و نيک بختي سرخ است. «خداوندا! اين دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روي مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم نكن.»**

---

* با نگاهي به فرهنگ جامع سخنان امام حسين (ع) / علي مؤيدي.

** از پيام قطعنامه ي امام به نقل از وبلاگ روایت فجر .





ابو حمزه ثمالي از سيد الساجدين، علي بن الحسين (ع) نقل مي کند که ايشان فرمودند:


در آن شبي که فردايش پدرم به شهادت رسيد، من [بيمار] و با او بودم. اصحاب خود را فراخواند و به ايشان فرمود:«اکنون شب است، آن را مرکب راهوار خود کنيد و برويد، اين قوم آهنگ مرا دارند و چنانکه مرا بکشند به شما توجهي نمي کنند و شما آزاد و در اختيار خوديد و بيعتم را برداشتم.» بيعت برداشته و تصريح شد که هر که بماند کشته خواهد شد و کسي زنده نخواهد ماند. ياران گفتند:«خدا را سپاس مي گوييم که به ما شرافت شهادت در رکاب امام معصوم را عطا خواهد کرد.»


آنگاه امام (ع) ايشان را دعا کرده، فرمود:«اينک سر برداريد و بنگريد!» همه منزل آخرت خويش را ديدند. [شايد از همان باب «ليطمئن قلبي» ابراهيم خليل بود که] امام (ع) خطاب به ياران مي فرمود:«فلاني! اين منزل توست؛ فلاني! اين قصر توست؛ فلاني! اين مقام توست».


ياران همه اهل دل و عاشق شهادت بودند و روز عاشورا با تمام وجود به پيکار با دشمنان پرداختند و به استقبال زخم هاي پي در پي شمشير و نيزه و تير شتافتند. و امام عاشقان، حسين بن علي (عليهما السلام) از جايگاه امامت مي ديد که اين حماسه تا هميشه نقشه ي راه ذلت ناپذيري و سعادت بشريت خواهد بود و اقيانوس معرفت را قطره قطره در کام تشنه ي ياران فرو مي ريخت. حماسه ي عاشورا رقم خورد، ياران عاشق و امام عاشقان (عليهم صلوات الله اجمعين) در پيشگاه معبود رقص عاشقي کردند و اينک و هماره راه ذلت ناپذيري و نيک بختي سرخ است. «خداوندا! اين دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روي مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم نكن.»**


---
* با نگاهي به فرهنگ جامع سخنان امام حسين (ع) / علي مؤيدي.
** از پيام قطعنامه ي امام به نقل از وبلاگ روايت فجر.


  • نويسنده: خواهر - قلم‏رنجه‏هاي شما ( 4 سخن )


  •